شسپ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شسپ . [ ش َ ] (اِخ ) مخفف گشسپ . (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به گشسپ شود.
شسپ . [ ش َ ] (ص ) جهنده و خیزنده و خیزکننده . (از برهان ) (ناظم الاطباء). جهنده . (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج ). به معنی جهنده است که شسپ و گشسپ نیز گویند. (از شعوری ج ٢ ورق ١١٥). رجوع به مترادفات کلمه شود. ◄ (اِ) غیبت و دوری و عدم حضور. (از برهان ) (ناظم الاطباء).