شستم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شستم . [ ش َ ت ُ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) شستمین . صفت توصیفی عددی ؛ چیزی که در مرتبه ٔ شصت واقع شده باشد. (ناظم الاطباء) : به شستم سال چون ماهی در شستم به حلقم در، تو ای شستم قوی شستی . ناصرخسرو. رجوع به شست و شستمین شود.