شست آویز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شست آویز. [ ش َ ] (حامص مرکب ) قسمی از شکنجه که شخص مجرم را از انگشت ابهام آویزان می کنند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : چو دام زلف عنبربیز کرده دل صد نافه شست آویز کرده . محسن تأثیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شست آویز. [ ش َ ] (حامص مرکب ) قسمی از شکنجه که شخص مجرم را از انگشت ابهام آویزان می کنند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : چو دام زلف عنبربیز کرده دل صد نافه شست آویز کرده . محسن تأثیر (از آنندراج ).