شزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شزن . [ ش َ / ش ُ زُ ] (ع اِ) شتالنگ که بدان بازی کنند. کعب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پژول . بژول . بجول . قاب . شتالنگ که بدان قماربازی کنند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شتالنگ و مترادفات دیگر شود.
شزن . [ ش َ زَ ] (ع ص ) مرد دشخوارخو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرد تندخو. ◄ (اِمص ) خستگی شدید از پابرهنگی . (از اقرب الموارد). ◄ درشتی . ج، شُزون . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ سختی زندگانی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سختی . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) ناحیه . ◄ جانب . ◄ دوری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ زمین درشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد).
شزن . [ ش َ زَ ] (ع مص )سخت مانده شدن مرد از برهنگی پای . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ شادمان گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سخت گردیدن چیزی و هنگفت و غلیظ گردیدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).