شریفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شریفة. [ ش َ ف َ ] (ع ص ) مؤنث شریف . (ناظم الاطباء). وجیهه . (یادداشت مؤلف ). مؤنث شریف . ج، شَرائف، شَریفات . (اقرب الموارد). رجوع به شریف شود.
شریفة. [ ش َرْ ی َ ف َ ] (ع مص ) بریدن شریاف کشت را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بریدن شریاف و برگهای کشت گیاه را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). افزودن برگ های کشت ببریدن . (المصادر زوزنی ). رجوع به شریاف شود.
شریفة. [ ش َ ف َ ] (اِخ ) نام دختر محمد بنی فضل که از راویان حدیث است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی