شریف آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شریف آباد. [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . آب آن از قنات تأمین می شود. سکنه آن ١٣١ تن است . محصول آنجا غلات و صیفی و چغندرقند. راه آن اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
شریف آباد. [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم . محصول آنجا غلات و یونجه و صیفی است . سکنه ٔ آن ١٠٠ تن و آب آن از فاضلاب رود قم است تأمین می شود. راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
شریف آباد. [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ مرکزی بخش شهرستان قزوین . سکنه ٔ آن ٨٧٠ تن است . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و بنشن و چغندرقند و هندوانه . صنایع دستی زنان : گلیم و جاجیم بافی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١). نام جایی کنارجاده ٔ تهران و قزوین در ١٢٦٣٠ گزی تهران میان حصار و بیدستان . هندوانه ٔ دیم آنجا بخوبی معروف و در حلاوت و عطر و نازکی پوست بی نظیر است . (یادداشت مؤلف ).