شریط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شریط. [ ش َ ] (ع اِ) ریسمان از لیف خرماتافته جهت تخت و مانند آن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رسن . (مهذب الاسماء). شریت . آنچه چارواداران بغلط شلید گویند برای بستن کجاوه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شریت شود. ♦ شریط کردن ؛ در تداول مکاریان، بستن بندهای بار یا کجاوه و استوار کردن روپوش آن . (یادداشت مؤلف ). ◄ طبله ٔ زنان که در وی بوی خوش نهند. ◄ جامه دان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) مشروط. (از اقرب الموارد). رجوع به مشروط شود.
شریط. [ ش َ ] (اِخ ) نام دهی در جزیره ٔ خضرای اندلس . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از معجم البلدان ) (ناظم الاطباء).
شریط. [ ش ُ رَ ] (اِخ ) پدر نبیط است . (منتهی الارب ).