شروه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شروه . [ ش َرْ وِ ] (اِ) (اصطلاح موسیقی ) نوعی از خوانندگی که شهری نیز گویند.(ناظم الاطباء) (برهان ) (انجمن آرا) (از آنندراج ). ♦ شروه خوان ؛ آنکه به آهنگ شروه خواند : از زبان دانیش در طرف چمن افکنده شور بلبلان پهلوی گو قمریان شروه خوان . ظهوری (از بهار عجم ).
شروه . [ ش َرْ وِ ] (اِخ ) نام پهلوانی ارمنی نژاد. (ناظم الاطباء) (برهان ) (از شرفنامه ٔ منیری ) : ز گردان ارمن یکی تند شیر به کشتن قویدل به مردی دلیر ز شیران سبق برده شروه به نام به هنگام جنگ آزمایی تمام . نظامی .