شروانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شروانی . [ ش َرْ ] (ص نسبی ) منسوب به شروان . (ناظم الاطباء). رجوع به شروان شود.
شروانی . [ ش َرْ ] (اِخ ) او راست : حاشیه ای بر شرح حسام الدین کاتی بر ایساغوجی ابهری . (یادداشت مؤلف ).
شروانی . [ ش َرْ ] (اِخ ) ابوالسعود محمد بن علی شروانی، مفتی مدینه ٔ منوره . او راست : عدة ارباب الفتوی . که بسال ١٢٠٧ هَ . ق . آن را به اتمام رسانید. چ بولاق بسال ١٣٠٤ هَ . ق . (از معجم المطبوعات مصر).