شرنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(شَ رَ) (اِ.)<BR>۱- سمُ، زهر.<BR>۲- هر چیز تلخ.<BR>۳- حنظل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحمه، حنظل، زهر، سم، شوکران، هلاهل ≠ شهدواژه قبلی: شرمگینواژه بعدی: شره