شرمسار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص مر.)خجل، شرمنده، منفعل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآزرمگین، خجل، روسیاه، سرافکنده، سربزیر، شرمزده، شرمگین، شرمنده ≠ سربلند، مباهی، مفتخرواژه قبلی: شرمواژه بعدی: شرمنده