شرقیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرقیة. [ ش َ قی ی َ ] (ع ص نسبی ) شرقی . هرچیز که آفتاب آن را صبح رسد. ضد غربی . قوله تعالی : لا شرقیة و لا غربیة. (قرآن ٣٥/٢٤)؛ ای لاتطلع علیها الشمس وقت شروقها فقط او وقت غروبها فقطلکنها شرقیة غربیة؛ ای یضیئها الشمس بالغداة و العشی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه او را آفتاب صبح رسد. ضد غربیة. (آنندراج ). رجوع به شرقی شود. ♦ شجرة شرقیة غربیة ؛درختی که صبح و عصر آفتاب بدان بتابد. (از اقرب الموارد). ◄ سوی آفتاب برآمدن . (مهذب الاسماء). رجوع به شرق شود.
شرقیة. [ ش َ قی ی َ ] (اِخ ) شهرستانی است به مصر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از معجم البلدان ).
شرقیة. [ ش َ قی ی َ ] (اِخ ) محله ای به بغداد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). محله ای بوده در مغرب بغداد در طرف مشرق باب البصرةو مسجدی داشته موسوم به شرقی . (از معجم البلدان ).