شرف آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرف آباد. [ ش َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد. سکنه ٔ آن ٦٢٦ تن . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات . صنایع دستی زنان کرباس بافی . راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
شرف آباد. [ ش َ رَ ] (اِخ )دهی از دهستان دیزمار بخش ورزقان شهرستان اهر. آب آن از چشمه تأمین می شود. سکنه ٔ آن ٥٨١ تن است . محصول آنجا غلات می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
شرف آباد. [ش َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن ١١٣ تن است . آب آن از قنات تأمن می شود. محصول آنجا غلات و لبنیات و چغندر و پنبه . راه آن ماشین رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).