شرر زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرر زدن . [ ش َ رَرْ زَ دَ ] (مص مرکب ) برافروختن . شعله ور ساختن . جرقه زدن بر چیزی و درافروختن آن : کجاست ناقه و کو صالح و کجا شد هود که زآتش اجل اندر امل زدند شرر. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرر زدن . [ ش َ رَرْ زَ دَ ] (مص مرکب ) برافروختن . شعله ور ساختن . جرقه زدن بر چیزی و درافروختن آن : کجاست ناقه و کو صالح و کجا شد هود که زآتش اجل اندر امل زدند شرر. ناصرخسرو.