شرحة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرحة. [ ش َ ح َ ] (ع اِ) قطعه ای از گوشت مانند شریحة و شریح یا قطعه ای از گوشت فربه بدرازابریده . (از تاج العروس ). پاره ٔ گوشت فربه بدرازابریده، یا عام است . (از منتهی الارب ). ◄ قطعه ای از گوشت . (از اقرب الموارد) (تاج العروس ). یک پرده . یک ورقه از گوشت . (یادداشت مؤلف ) : پرده ٔ کوچک چو یک شرحه کباب می بپوشد صورت صد آفتاب . مولوی . ◄ آهوی کشته ٔ خشک نابریده . (منتهی الارب ). ♦ شرحه شرحه ؛ پارچه پارچه . (غیاث اللغات ). پاره پاره . قطعه قطعه . پارچه پارچه . (ناظم الاطباء). ریش ریش : سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق . مولوی . ده زکوة روی خوب ای خوبرو شرح جان شرحه شرحه بازگو. مولوی .
شرحة. [ ش َح َ ] (اِخ ). ابن عوّةبن حجیةبن وهب بن حاضر. از بنی سامةبن لؤی است . (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ).