شرباشرن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرباشرن . [ ش َ ش َ رَ ] (ترکی، اِ مرکب ) آغازکننده ٔ شر. مباشر شر. که شر انگیزد. که تواند شر آغازد. ◄ مقدمةالجیش و هر اول فوج که اول بر مخالف آویزد و جنگ اندازد و این لفظ ترکی است . (آنندراج ) (بهار عجم ). پیش جنگ . (فرهنگ نظام ) : آغاز ملاقات بتان کن به هوس شرباشرن مصاحبت حرص و هواست . سعید اشرف . از پی جنگ چو چشمش صف مژگان بندد فتنه شرباشرن و فوج نگاهش طرح است . میر صیدی .