شراکت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش کَ) (مص ل.) شریک شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش کَ) (مص ل.) شریک شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شراکت . [ ش ِ ک َ ] (ع اِمص ) انبازی . از مصدرهای ساختگی است و در زبان عربی بجای آن مشارکة و شرکة بر وزن هجرة استعمال میشود. (از محیط المحیط). مولد از تازی، انبازی و حصه داری و بهره داری . (ناظم الاطباء). رجوع به شرکة و شرکت شود. ◄ برادری و شراکت شخص مسیحی با مسیح یا با مسیحی دیگر میباشد مراد از شراکت با روح القدس آن است که او در ما حلول نماید. (قاموس کتاب مقدس ).
فرهنگ طیفی واژهدان
عضویت، اشتراک، آبونمان، سهامداری، شریک (سهیم) شدن، انجمن، مشارکت مشارکت دولتی، ملی کردن، مالکیت مشاع تشکیل، ایجاد تشکیلات، سازماندهی، دستهبندی، یارگیری، تأسیس، پایهگذاری، پایهریزی، ثبت شرکت، بنیانگذاری، ساماندهی، برنامهریزی، برنامه فدراسیون، اتحادیه، گروه سازمانیافته، جامعه محفل، هیئت، اتحاد موقت، کنفدراسیون، دستهبندی غیرتشکیلاتی، جماعت شرکت سهامی، شخص حقوقی حقالشرکه، سهم سهامدار، سهامدار عمده، سهامدار جزء، شریک
واژگان فارسی سره واژهدان
همکاری، همسویی، انبازی