شرابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرابی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب به شراب . (یادداشت مؤلف ). ◄ آنکه دائم شراب خورد. شراب خواره . معتاد بشراب . آلوده ٔ به شراب . (یادداشت مؤلف ). ♦ شرابی تلنگی ؛ از اتباع، شرابخوار دائم . (یادداشت مؤلف ). ◄ شراب ساز. شراب فروش . (از یادداشت مؤلف ). ◄ شرابدار. (دهار) (مهذب الاسماء) (آنندراج ). ساقی . (آنندراج ) : ای شرابی به خمستان رو و بردار کلید در او باز کن و رو بر آن خم نبید. منوچهری . ◄ به رنگ شراب . (یادداشت مؤلف ).
شرابی . [ ش َ] (اِخ ) جمعی از محدثین به این نسبت معروفند که مربوط به پیشه ٔ آبا و اجدادی است . (از انساب سمعانی ).