شذب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شذب . [ ش َ ] (ع مص ) بازکردن پوست درخت را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ خشاوه کردن درخت را. (از منتهی الارب ). ◄ دفع کردن و راندن از کسی . ◄ بریدن شی ٔ را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
شذب . [ ش َ ] (ع ص، اِ) رگهای آشکار. (از اقرب الموارد). ظاهرعروق و رگها. (از منتهی الارب ): رجل شذب العروق ؛ مردی که رگهای آن ظاهر و نمایان باشد. (ناظم الاطباء).
شذب . [ ش َ ذَ ] (ع اِ) پاره های درخت . ◄ پوست درخت . ◄ بند آب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بقیه ٔ گیاه . (منتهی الارب ).بقیه ٔ گیاه خورده و جز آن . (از اقرب الموارد). ◄ رخت ِ خانه از قماش و جز آن . (منتهی الارب ). متاع خانه از قماش و جز آن . (از اقرب الموارد). ◄ پوستها و شاخهای پراکنده از درخت که آن را ببرند. (منتهی الارب ). پوستها و شاخهای متفرق و باقیمانده ٔ شاخهای درخت . (از اقرب الموارد). ج، أشذاب .