شدآمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شدآمدن . [ ش ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) رفتن و بازگشتن . ♦ شدآمدن سخن ؛ تفصیل و شرح و بسط آن : دهلیز فسانه چون بود تنگ گردد سخن از شدآمدن لنگ . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شدآمدن . [ ش ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) رفتن و بازگشتن . ♦ شدآمدن سخن ؛ تفصیل و شرح و بسط آن : دهلیز فسانه چون بود تنگ گردد سخن از شدآمدن لنگ . نظامی .