شخیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شخیل . [ ش َ ] (اِ، اِمص ) شخول . صفیر و صدایی باشد که در وقت آب خوردن اسبان کنند. ناله و فریاد. بانگ و نعره . (برهان ).
شخیل . [ ش َ ] (ع ص، اِ) دوست نوجوان یا عام است . (منتهی الارب ). رجوع به شخل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شخیل . [ ش َ ] (اِ، اِمص ) شخول . صفیر و صدایی باشد که در وقت آب خوردن اسبان کنند. ناله و فریاد. بانگ و نعره . (برهان ).
شخیل . [ ش َ ] (ع ص، اِ) دوست نوجوان یا عام است . (منتهی الارب ). رجوع به شخل شود.