شخصی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)منسوب به شخص.<BR>۱- خصوصی، فردی.<BR>۲- غیرنظامی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)منسوب به شخص. ۱- خصوصی، فردی. ۲- غیرنظامی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شخصی . [ ش َ ] (ص نسبی ) مخصوص کسی . (یادداشت مؤلف ). منسوب به شخص . (از اقرب الموارد). ♦ احوال شخصی ؛ در اصطلاح حقوقی اموری است که وضع شخص را در خانواده و کشور معین کند و آنها عبارتند از: ١- تابعیت ٢- جنسیت ٣- سن ٤- نسب . از این احوال در مباحث ولادت وفوت و ازدواج و طلاق بحث میشود. (از فرهنگ حقوقی لنگرودی ). ♦ خانه ٔ شخصی ؛ که استیجاری نباشد. ♦ لباس شخصی ؛ در تداول عامه مقابل لباس رسمی است . ♦ ماشین شخصی ؛ که کرایه نباشد. ◄ در تداول لشکری و ارتش، غیرنظامی که سرباز و از افراد وابسته به ارتش نباشد. ◄ (اصطلاح روانشناسی ) آن است که توانایی درک دلالت را داشته و بتواند میان «دال و مدلول » رابطه ای برقرارسازد. (از روانشناسی سیاسی ص ٤٦٦).
واژگان فارسی سره واژهدان
مردمی، کسانه، خودی، خود ویژه