فرهنگ لغت

شخسار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شخسار. [ ش َ ] (اِ مرکب ) زمین سخت و محکمی را گویند که در دامن کوهها واقع است . (برهان قاطع) : بکردار سریشمهای ماهی همی برخاست از شخسارها گل . منوچهری . ◄ مخفف شاخسار که جای بسیاری و انبوهی درختان باشد. (برهان ) : جبرئیل کرمی سدره مقام و وطنت همچو مرغان زمین بر سر شخسار مرو. مولوی .

معنی شخسار | فرهنگ لغت