شجیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شجیر. [ ش َ ] (ع ص ) غریب و بیگانه از مردم و اشتر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دوست . (از اقرب الموارد). یار. (منتهی الارب ). ج، شُجَراء. ◄ هیچکاره . (منتهی الارب ). چیز ردی . مقابل جید. (شرح قاموس ). ◄ رودبار بسیاردرخت . (منتهی الارب ). مکان شجیر؛ جای پردرخت . (از اقرب الموارد). زمین درختناک . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) شمشیر. (منتهی الارب ).سیف . (اقرب الموارد). ◄ تیر قداح بیگانه برآورده ای که از آن چوب نباشد. (منتهی الارب ). تیر قداح که میان آنها بیگانه باشد. (از اقرب الموارد).