فرهنگ لغت

شثر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شثر. [ ش َ ث َ ] (ع مص ) دفزک . ستبر گردیدن چشم از ریم . (منتهی الارب ). غلیظ شدن چشم کسی از چرک . (شرح قاموس ). درآمدن دانه های سرخ بر روی پلک چشم . (از متن اللغة).

شثر. [ ش ِ ] (ع اِ) کرانه ٔ کوه . ج، شُثور. (از اقرب الموارد).

معنی شثر | فرهنگ لغت