شترسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شترسوار. [ ش ُ ت ُ س َ ] (ص مرکب ) که بر شتر نشیند. راکب شتر. اشترسوار. آنکه بر شتر سوار گردد. (ناظم الاطباء): رَکوب و راکِب ؛ شترسوار. (منتهی الارب ). که شتر مرکب دارد : ناگه سیهی شترسواری بگذشت بر او چو تند ماری . نظامی . شترسواری گفتش ای درویش کجا میروی . (گلستان سعدی ). رَکب و رَکبَة؛ شترسواران . (منتهی الارب ). و رجوع به اشترسوار شود.