فرهنگ لغت

شبیع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شبیع. [ ش َ ] (ع ص ) بسیار. وافر. ♦ ثوب ٌ شبیعالغزل ؛ جامه ٔ سیربافت بسیارریسمان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ♦ رجل شبیعالعقل ؛ مرد بسیارعقل . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ♦ حبل شبیع ؛ رسن بسیارتاه . (منتهی الارب ). رسن بسیارموی و کرک . (از اقرب الموارد).

معنی شبیع | فرهنگ لغت