شبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبور. [ ش َب ْ بو ] (معرب، اِ) شیپور. کرنای . لغت عبرانی است . (منتهی الارب ). اقرب الموارد به فک ادغام ضبط کرده است و گوید این کلمه معرب شوفَر از لغت عبری به معنی بوق و نفیر است . ج، شبورات و شبابیر. (ازاقرب الموارد) (از محیط المحیط). نای رویین است که نفیر باشد و به عربی نیز همین معنی دارد. (برهان ).
شبور. [ ش َ ] (اِ) مهره ٔ ترسایان باشد وآن یکی از سازهاست که مینوازند. (برهان ).
شبور. [ ش َب ْ بو] (اِ) نام دیگر دعای سمات است . (یادداشت مؤلف ).