شبغازه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبغازه . [ ش َ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) شبغاره . شبغاز. شبغا. شبغار. (برهان ). شبگاه بود که گوسفند در او دارند. (لغت فرس اسدی ) (فرهنگ نظام ) : فربه کردی تو کون ایا بدسازه چون دنبه ٔگوسفند در شبغازه . عماره (از لغت فرس ). رجوع به شبغازه شود.