فرهنگ لغت

شباع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شباع . [ش ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ شبعان : تراهم سباعاً اذا کانوا شباعاً؛ درنده یابی ایشان را اگر سیر باشند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به شَبْعان شود.

معنی شباع | فرهنگ لغت