شایعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ عَ یا عِ) [ ع. شایعة ] (اِ.) مؤنث شایع. خبری که شیوع یافته باشد. ج. شایعات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ عَ یا عِ) [ ع. شایعه ] (اِ.) مؤنث شایع. خبری که شیوع یافته باشد. ج. شایعات.
مترادف و متضاد واژهدان
خبر، شهرت خبرپراکنی
فرهنگ طیفی واژهدان
خبر تأییدنشده، شایعات، هیاهو، تبلیغات، مجعولات، غیبت، محاوره جنجال، یککلاغچهلکلاغ، هیاهو، سروصدا، جاروجنجال، غوغا، رسوایی، قشقرق، افتضاح، افترا
واژگان فارسی سره واژهدان
سخنپراکنی، رواگه، دهانزد، چواندازی، چو