شاوکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاوکم . [ ] (اِخ ) نام شحنه ٔ قراختای در ایغور باشد : در آن بهار که قراختای بر بلاد ماوراءالنهر و ترکستان غالب شد او [ بارجوق ] نیز در ربقه ٔ طاعت و قبول اداء مال آمد و او را شحنه ای فرستادنام او شاوکم بود. (جهانگشای جوینی ج ١ ص ٣٢). شوکم . شادکم . شاؤکم . (حاشیه ٔ جهانگشای جوینی ج ١ ص ٣٢).