شاوور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاوور. (اِخ ) صورتی از کلمه ٔ شاپور و به معنی شاپور است . و او پادشاهی بود از آل اشک بن یافث . (از برهان قاطع). به معنی شاپور، یعنی : شاهزاده، خطاست . چه با آن ارادتی که پارسیان بپادشاه خود داشتند نام شاهزادگی بر رعایا نمیگذاشتند. (آنندراج ). اما این معانی مبانی علمی ندارد.
شاوور. (اِخ ) شاپور. شاور. شطیط. رودی بخوزستان که بر آن سدی بسته شد و ٢١ هزار هکتار زمین بایر را به پنبه کاری و غرس نیشکر مخصوص داشتند. (از یادداشت مؤلف ). ◄ سدی است که بر روی رود مزبور بسته شد و در ٢٦ اسفند ماه ١٣١٥ هَ . ش . افتتاح شد. (از یادداشت مؤلف ). ◄ محلی است در جنوب غربی ایران .
شاوور. (اِخ ) صورتی از کلمه ٔ شاپور. شاور. ◄ ندیم خسروپرویز. آنکه میان خسرو و شیرین رابط بودو شاوور مردی سیاح و نقاش و حیله ور بود که شیرین رابه نیرنگ فریفت و بخسرو رسانید. این نام بمعنی داناو محیل است . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ◄ (اِ) بمجاز شخصی را گویند که میان عاشق و معشوق میانجی باشد و پیغام ایشان را بیکدیگر برساند. (از برهان قاطع) : برفتن همرکاب شاه شاوور همی کرد از سخن کوته ره دور. امیرخسرو (از انجمن آرا). رجوع به شاپور و شاور شود.