شاهه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاهه . [ هَِ ] (اِ) بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند. (ناظم الاطباء). این معنی را در فرهنگهای دیگر نیاورده اند.
شاهه . [ هََ ] (اِخ ) نام شهری است از ملک هاماوران که سودابه از آنجا بود. (فرهنگ جهانگیری ). نام شهری بود بناکرده ٔ پدر سودابه در هاماوران و تولد سودابه زن کیکاوس در آن شهر بود. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). نام [ شهر ] پدر سودابه زن کیکاوس در زمین هاماوران . (شرفنامه ٔ منیری ) : یکی شهر بد شاه را شاهه نام همان از در سور و جشن و خرام . فردوسی .