شاهدآوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومشاهدآوردن . [ هَِ وَ دَ ] (مص مرکب ) استشهاد کردن . تمثل جستن . مثل زدن . ذکر کردن .واژه قبلی: شاهد گرفتنواژه بعدی: شاهدات