شاهد فارسی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومشاهد فارسی . [ هَِ دِ ] (اِخ ) رجوع به شاهد ایزدخاستی شود.واژه قبلی: شاهد شیرازیواژه بعدی: شاهد کردن