شاه کرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه کرمی . [ ک َ رَ ] (اِ مرکب ) زردآلوی نوری . (یادداشت مؤلف ).
شاه کرمی . [ ک َ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام . دارای ٤٤٨ تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).