شاه چین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه چین . (نف مرکب ) که شاه چیند. که شاه برگزیند و انتخاب کند. ◄ منتخب . ◄ (اِ مرکب ) منتخب از ثمار. (یادداشت مؤلف ). چین اول از میوه و جز آن . بار اول که معظم میوه یا نیکوتر از آن چیده شود. چیدن برگزیده ٔ میوه ٔ درختی را.
شاه چین . [ هَِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پادشاه کشور چین . ◄ (اِخ ) در بیت ذیل از فردوسی مراد افراسیاب است . (از یادداشت مؤلف ) : شد این لشکر از خواسته بی نیاز که از لشکر شاه چین ماند باز. فردوسی .