شاه پسند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه پسند. [ پ َس َ ] (اِخ ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان . دارای ١٦٠ تن سکنه . آب آن از چاه . محصول آن غلات، توتون، سیگار و کنجد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
شاه پسند. [ پ َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد. دارای ١٦٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات، بنشن و میوه جات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
شاه پسند. [ پ َ س َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان ماهی دشت و چارریز در ٦٠٤ هزارگزی تهران . (یادداشت مؤلف ).