شاه ولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه ولی . [ وَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شوشتر. از ١٤ قریه ٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده و سکنه ٔ آن در حدود ٢٠٠٠ تن است و مرکز دهستان قریه ٔ شاهی ولی است . قراء مهم آن : قریه ٔ نگاری و ضحاک که هر یک ٣٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از شعبه ٔ رودخانه ٔ کارون و چاه . محصول آن غلات دیمی و کنجد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
شاه ولی . [ وَ ] (اِخ ) مرکز دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر. دارای ١٠٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ کارون . محصول آن غلات، برنج و کنجد است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
شاه ولی . [ وَ ] (اِخ )دهی از دهستان خنافره بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دارای ٥٠٨ تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات، خرما و برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).