شاه نیمروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه نیمروز. [ هَِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سلطان نیمه ٔ روز و آن کنایه از آفتاب است . (از برهان قاطع) (از آنندراج ).
شاه نیمروز. [ هَِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام حاکم سیستان، زیرا سیستان را نیمروز نیز خوانند. (ازبرهان ) (ازآنندراج ).