فرهنگ لغت

شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

داماد بیاید و کند دامادی غمها برود به ما رسد آن شادی گویی که منم بنده سلطان جهان از ما بطلب تو خط آن آزادی

معنی شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۶ | فرهنگ لغت