فرهنگ لغت

شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای هست همه ز هست تو هست شده وی هر دو جهان از می‌تو مست شده یاری که ز دست تست آن دستان یافت زان دست هزار بار از دست شده

معنی شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۴ | فرهنگ لغت