فرهنگ لغت

شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از دولت عشق عقل گشته پامال مستقبل و ماضیم همه آمده حال نه دی و نه فردا و نه صبح است و نه شام ایمن شده عمرم ز مه و هفته و سال

معنی شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۱۹۰ | فرهنگ لغت