شاه قام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فا - ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فا - ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.<br>