شاه غازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه غازی . [ هَِ ] (اِخ ) امیر غازی . لقب امیرمبارزالدین محمد آل مظفر است . رجوع به مبارزالدین محمد شود.
شاه غازی . [ هَِ ] (اِخ ) لقب دومین فرزند فخرالدوله حسن که آخرین فرد سلسله ٔ باوند بوده است و در سال ٧٤٥ هَ . ق . بدست کیابیان جلابی منقرض گردیده است . (حبیب السیر چ کتابخانه ٔ خیام ج ٣ ص ٣٣٧، ٣٣٦).
شاه غازی . [ هَِ ] (اِخ ) مؤلف حبیب السیر نویسد: چون استندار حسام الدوله اردشیر وفات یافت استندار شهرآکیم که برادر او بود مدت سی سال جای او را گرفت و پس از درگذشت وی پسرش فخرالدوله نام آوربن شهرآکیم که شاه غازی لقب داشت در رستمدار به تخت نشست و او پادشاهی بود عادل و رعیت پرورو مدت سی سال حکومت کرد و در سال ٧٦١ هَ . ق . درگذشت . رجوع به حبیب السیر چ کتابخانه ٔ خیام ص ٣٣١ ج ٣ و زامباور ج ٢ ص ٢٩١ شود.