شاه طغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه طغان . [ طُ ] (اِخ ) طغانشاه . رجوع به طغانشاه شود. ◄ (اِ مرکب ) در بیت ذیل خاقانی ظاهراً کنایه از آفتاب باشد : شاه طغان چرخ بین با دو غلام روز و شب کاین قره سنقری کند وان کند آق سنقری . خاقانی .
شاه طغان . [ طُ ] (اِخ ) نام چندتن از پادشاهان ایران بوده است که بر نواحی متعددی حکومت میکرده اند. رجوع به طغانشاه در لغتنامه شود.