شاه شطرنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه شطرنج . [ هَِ ش َ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام مهره ای از مهره های شطرنج باشد : شاه شطرنج کفایت را یک بیدق او لعب کمتر ز دو اسب و رخ و فرزین نکند. سوزنی . رجوع به شاه در این معنی شود. ◄ کنایه از اسمی که بی رسم است : گفتم این و گریختم ز عسس شاه شطرنج را نگیرد کس . شاعر (از یادداشت مؤلف ).