شاه سلیمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه سلیمان . [ س ُ ل َ ] (اِخ )یکی از متنفذان خراسان بنام سیدمحمد که خود را خواهرزاده ٔ شاه سلطان حسین صفوی میدانست در حدود سال ١١٦٢ هَ . ق . در مشهد به مخالفت با شاهرخ افشار نواده ٔ نادرشاه برخاست و او را کور کرد و خود بنام شاه سلیمان چند روزی سلطنت یا حکومت کرد و آنگاه بدست یکی ازسرداران شاهرخ کشته شد. رجوع به شاهرخ افشار شود.
شاه سلیمان . [ س ُ ل َ ] (اِخ ) (چشمه ٔ...) واقع در بلوک کوه مره از قریه ٔ دشت ارجن . (فارسنامه ٔ ناصری ص ٣٢٠).