شاه ستای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاه ستای . [ س ِ] (نف مرکب ) شاه ستا. ستاینده و مداح شاه بود. که شاه را ستاید. او که ستایش و مدح شاه کند : هیچکس نیست که با شاه جهان یک سخن گوید از این شاه ستای . فرخی . دزد بیان من بود هر که سخنوری کند شاه سخنوران منم شاه ستای راستین . خاقانی . رجوع به شاه ستا شود.